
واقعا این تنهایی داره منو اذیت میکنه ...من ادم ضعیفی هستم از وابستگی به کسی میترسم و از درد تنهایی هم دارم میمیرم حقیقتا ... قبلا خانوادم خیلی کنارم بودن الان چی؟؟ دائم تو یک طبقه جدا زندگی میکنم و گاهی برای شام یا ناهار پیش خانواده ام حتی حس میکنم توجه مامان هم کاملا بهم یک هزارم شده ... با بابا بحثم شده و مکالمه های طولانیمون ک از هر دری بود بود به مکالمه های تک کلمه تبدیل شده ... مامان هم تازگیا معمولا هر هفته یا هر دوفته یکبار دو سه روزی نیست و تهرانه ... داداشم نیست و حوصل...
ادامه مطلب