شادمانی بی سبب ...

متن مرتبط با «دیدنش» در سایت شادمانی بی سبب ... نوشته شده است

کرونایی که می ارزد به دیدنش^_^

  • نیلوبلاگ

    ساعت ۴ صبحبرادرم که یکم این ماه اعزام شد و رفت برای سربازی ... از دوهفته قبلش وحشتناک سرمون شلوغ بود و کار کردیم و اون رفت و این شلوغی برام ادامه داشت تا دو روز پیش  جمعه هفتم مرداد رفتیم دیدنش دلم کباب شد انقدر که سوخته بود بچم ... اما دلم یکم سفت شد  و بعدش انقدررر دلتنگ بودم که از حرصم هی بهش فحش میدادم و هرکار میکردم و هر ساعت میگذشت با خودم میگفتم یعنی الان داره چکار میکنه .. گرسته اش نباشه ... نکنه حالش بد شده باشه ... نکنه بهش زیادی سخت بگیرن اذیت بشه .... و امروز ساعت ده و چهل ...

    ادامه مطلب