شادمانی بی سبب ...

متن مرتبط با «چیزی» در سایت شادمانی بی سبب ... نوشته شده است

حس میکنم چیزی تا تمام شدنم نمانده ...

  • نیلوبلاگ

    حس میکنم تکه تکه شده و حالا در حال تمام شدنم و زندگی هر بخشش تکه ای از مرا کنده و تقریبا چیزی از منه تکه تکه شده باقی نمانده ...دارم تمام شدنم را با چشمان خود تماشا میکنم و در ذهنم میگذرد که آیا اینبار هم میتوانم بیاستم؟!میتوانم دوباره بلند شوم؟ یا این ته ته تهش است؟ نکند تمام زندگی ام سرابی بیش نبوده؟ دوباره سوزش معده بعد از دوسال به سراغم آمده و من چیزی به خانواده نگفتم ...  من توانستم یاد بگیرم در هر شرایطی خود را کنترل کنم و اتفاقات را مهار کنم و با تمام اوضاع بد بخندم و حال خانواده ام...

    ادامه مطلب
  • یه چیزی ...

  • نیلوبلاگ

    یه وقتایی یه چیزایی هست که فقط خودت میفهمی و خودت درک میکنی ... هر چقدر هم برای کسی توضیح بدی نمیفهمهxa0 و چقدر زندگی پر شده از این "یه چیز" ها...

    ادامه مطلب