خیلی اوضاع یجوریه .... نمیفهمم... از یه طرف دوست دارم هرچه زودتر تموم بشه این اوضاع مزخرف و از ی طرف دوست دارم ب دیرترین شکل ممکن بگذره تا بتونم بیشتر بخونم ...
چند روز پیش کلاسا تموم شد ۶غروب بود اومدم بزنگم بیان دنبالم یادم اومد ک باید پیاده برم و از بخت بد دیر یادم افتاد و بچه های هم مسیر رفته بودن ...
هوا خیلی سرد بود ...سوز عجیبی داشت ...خواستم زنگ بزنم ب آژانس و بعد خریت محض کردم و ب سرم زد پیاده برم حال و هوام عوض بشه ...
رسیدم سر کوچه زیاد شلوغ نبود .. زیاد تو حال خودم نبودم ... سرم رو بالا گرفتم دیدمش ... ب معنای واقعی خشکم زد ... هرکسی و هر چیزیو انتظار داشتم ببینم الا اون اونم این وقت روز تو شهرمون ...
چند لحظه چشمامو بستم فکر کردم ...مث دیوونه ها وسط پیاده رو تو یکی از بلوار های پر تردد شهر ایستاده بودم ... چشمامو ک باز کردم دیدم داره میاد طرفم ...حدسم درست بود دوباره ب خاطر من اومده بود و در اون حین بدترین تصمیم ممکن رو گرفتم و نمیدونم با خودم چی فکر کردم فقط برگشتم و ب جهت مخالف دویدم ...صداشو شنیدم...چند بار صدام زد ... و باز ب رفتن خودم ادامه دادم ... احساس کردم نباشه ... ب جهت مخالف خیابون رفتم و از اون سمت رفتم ب طرف خونه ...مچمو گرفت
مجبور شدم با خودش تا خونه برم ...
حرف زد حرف زد و حرف زد ...
و من بیشترشو نمیفهمیدم و ب این فکر میکردم چرا الان باید تو ماشینش نشسته باشم وقتی این کسیه ک لحظه ب لحظه ازش فراری ام
حتی احساس کردم فشارم افتاده ...حرفاش مهم بود! شاید نبود!
نمیدونم هرچی بود باعث شد اخر ک رسوندم گفتم بهش ...دوباره بدون مقدمه بدون فکر و تامل بدون هیچ حسی ...فقط مستقیمو نگاه میکردم گفتم ک دیگه هیچوقت نمیخوام ببینمت اونم در کمال بیشعوری جواب داد ک هر وقت هرجا که بخوام میرم هر وقتم خواستم میام
اونموقع ب معنای واقعی میخواستم دست بزارم رو گلوش و خفش کنم ...
جدا از اون موضوع ... الان وقتیه ک از خودم بیزارم ... دوست دارم از این خلا بیام بیرون ... نمیدونم چمه واقعا ... اگه اون چیزی ک میخوام نشه ممکنه خودم رو برای همیشه از بین ببرم؟! این چیزیه ک الان چند وقتیه تو سرمه ... متنفر میشم اگه به اون چیزی ک هدفمه نرسم ...نمیدونم ...هرچه تلاشمو بیشتر میکنم احساس میکنم داره کمتر میشه
دوست دارم مث فیلما یکی بیاد مغزمو بپوکونه و خلاص:)) خوبه زیاد اهل فیلم نیستم:)) ای خدا ... خب سخته واقعا از همه چیت بگذری و اخر اونی نشه ک میخوای اه ...
امیدوارم خدا خودش کمکم کنه و دلش شاید ب حول من نسوزه ب حال دلدپدر و مادرم بسوزه ک خدا میدونه چجوری دارن برام زحمت میکشن
خدایا خودت منو اهل کن u200d♀️
ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 188