میخوام یک ماه بجنگم

خرید بک لینک

امشب یه تصمیمی گرفتم ... که جدیه

خودم میدونم تصمیمایی ک اینجوری و اینموقع میگیرم و بار ها و بارها درموردش فکر میکنم الکی نیست کاملا جدیه و من روش مصمم هستم

راهیو انتخاب کردم ک میخوام پاش وایستم ...

تصمیم گرفتم این یک ماه رو عالی بخونم جوری ک وقتی شب خواستم بخوابم ب خودم بگم خسته نباشید امروز فوق و العاده بودی ...

کلاسای نکته و تست شرکت کردم ک همه دبیراش درجه یک هستن و میمونه تلاش من ... میخوام عالی تلاش کنم این یک ماه رو ...

میخوام ب خودم اعتماد کنم ...

با تلاش من و توکل ب خدا میشه ...

میخوام این یه ماه رو ادم نباشم

میخوام جانانه و از ته دلم براش بجنگم

با وجود اینکه زندگیم حواشی هایی داره ولی میخوام ب هیچکدومشون فکر نکنم ...

حتی از یسری افراد دوری کنم ....

از یسری اخبار دوری کنم ... از این گوش بگیرم و از اون گوش در کنم

از یسری اتفاقاتی ک میفته چشم پوشی کنم ...

میخوام یک ماه ادم کاملا خودخواهی باشم

همه چیزو فقط برای خودم بخوام ...

به کسی نگفتم ... ب جز یکی از بهترین دوستام ک بهش اعتماد دارم ... ک میدونم بدمو نمیخواد ...

مامانم و بابامم هیچ وقت بدمو نمیخوان ولی اینبار حتی ب اوناهم نگفتم چون راستش ترسیدم ...ترسیدم بگم با حرفایی مثل ... (اینم مثل همیشه ... تو میگی ولی ... ای بابا توهم ر بار میگی ... )

اینبار تصمیمم واقعا جدیه و خودم میدونم تا چه حد قراره بهش پایبند باشم ... برای همین ترسیدم بگم تا با این حرفا ناراحتم کنن ... دوست ندارم کسی بدونه از دور و اطرافیان برای همین یه راز ش ...

یه بایدی هست ک نمیدونم چیه یعنی میدونم چیه ولی نمیخوام بگم ... اون بایده بهم میگه ک تو بایییید به هدفت برسی باید ...

اینستاگراممو خیلی دوست داشتم اینطور نبود ک دائم توش باشم روزی یکبار نهایت دوبار ولی بستمش ... پاکش نکردم بستم ک همون حکم پاک کردن رو داره چون رمزش یادم نیست:))

میخوام این یه ماه رو بجنگم ...

یا میشه یا باید بشه ...

البته به امید خدا^_^

تامام

شادمانی بی سبب ......

ما را در سایت شادمانی بی سبب ... دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 178 تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 23:38

صفحه بندی